السيد موسى الشبيري الزنجاني

4336

كتاب النكاح ( فارسى )

علامه حلى در مختلف مىنويسد : قال ابن الجنيد : روى أبو هريرة عن النبى صلى الله عليه و آله و سلم انّه قال : لا تنكح الايّم حتى تستأمر ، و لا تنكح البكر حتى تستأذن ، فانّ سكوتها اذنها ، و ان ابت فلا جواز عليها ، فلا نرى إنكاح احد من الاولياء اباً كان او غيره لبالغة بكراً او ثيب يجوز اختيارها لنفسها الّا من بعد اذنها و ان يعرف عند استيذانها ما قاله النبى صلى الله عليه و آله و سلم فى انّ اذنها هو سكوتها . . . . . « 1 » ظاهر بدوى اين عبارت اين است كه در ثيب هم سكوت وى كفايت مىكند « 2 » ولى به قرينهء استشهاد به روايت مراد كفايت سكوت در خصوص باكره است . به هر حال بحث در اين است كه آيا سكوت باكره در تمام حالات دليل بر رضايت وى است ؟ از سوى ديگر ابن براج در مهذب ( و نيز در كامل بنا بر قول مختلف 7 : 112 ) مىگويد كه سكوت و خنده و گريه باكره رضايت وى به تزويج مىباشد ، البته علامه در مختلف دلالت گريه را بر رضايت مشكل دانسته ، جامع المقاصد هم همين اشكال را نقل كرده و گويا آن را پذيرفته است . « 3 » به هر حال اين قسمت مورد فتواى علما نيست . بحث و بررسى بيشتر مسأله و فروض آن را به جلسه آينده وامىنهيم . « * و السلام * »

--> كفايت مىكند ولى در رضايت دختر ، سكوت كافى نيست . علاوه بر اين كه حمل « استامرها » در كلام شيخ به استحباب استيمار بسيار خلاف ظاهر است . ( 1 ) - مختلف 7 : 112 . ( 2 ) - ( توضيح بيشتر ) زيرا مرجع ضمير در استيذانها به حسب ظاهر بدوى مطلق بالغه است و ارجاع آن به خصوص بكر بويژه با عنايت به فاصله شدن ثيب بين آن و ضمير - بدواً - بعيد به نظر مىآيد . ( 3 ) - مختلف 7 : 113 ، جامع المقاصد ، 12 : 121 .